تبليغاتX
من به اضافه ی خودم

 

توازکدام تباری ای آسمان کردار؟

که درتمامت من ریشه کرده ای بسیار

 

توازقبیله ی سبزبهاروامامن،

زنسل سوخته درخون وآتش ورگبار

 

توازطوایف آب ودرخت وزیبایی

من ازسلاله ی درد وسکوت ناهنجار

 

***

 

شبی تنیده به حجم نمانده ی قفس ام

غمی کشیده به شش سوی قامت ام دیوار

 

هزاردلهره درمن هنوزپابرجای

هزارزمزمه ازمن گریخته هربار

 

من ودوراهه ی هستی:« نبودن وبودن؟»

میان برزخ«تردید» و«باور»م انگار!

 

 

+ نوشته شده در شنبه 16 تیر1386ساعت 11:41 توسط نجیب آگاه |