تبليغاتX
من به اضافه ی خودم - کسي چه مي داند؟

 

 

ازهمين سطراول مي دانم:

شايدآنچه راکه مي خواهم افاده نتوانم.

 

کسي چه مي داند؟

شايدزندگي هيچ وقت

به فرصت بخشيدن عادت نداشته باشد

احتمالأ مرگ نابه هنگام مي رسد.

 

کسي چه مي داند؟

شاعروسط راه خودرامي شناسد

آنجاکه نمي داندازکجاآمده است وبه کجاخواهدرفت؟

مسيرراشناختن ومقصودرابرگزيدن کافي نيست.

 

کسي چه مي داند؟

گاهي آدم ها،آدم نيستند

واينجاست درست همين جاکه بدبختي مضاعف مي شود.

کسي مي گفت:فاجعه دنباله ی جنون است

شايدجنون ادامه ي انسان باشد!!!

 

کسي چه مي داند؟

شايدپروانه هاشاعرترازآدمي باشند

وشعرجريان نامنظمی ازخودمادرخودما

واماعشق احتمالأتجربه ي بسنده نيست.

 

هرچندتاخوشبختي هزارناممکن فاصله است،

درخواب هاي يکي شايدشاهزاده اي باشم من

وبااسب جادويي«عشق»ي رامهارکنم،

کسي چه مي داند؟

 

شايدآنچه درسطرهاي بالاآمدبه شعرشباهتي نداشته باشند

واين مصراع آخرين نيز.

کسي چه مي داند؟

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 14:42 توسط نجیب آگاه |